تصاویر جدید از گوشی Mi 5s شیائومی منتشر شد

یکشنبه 28 شهریور 1395 09:43 ب.ظ

 

تصاویر جدید از گوشی Mi 5s شیائومی منتشر شد

  • تصاویر جدید از گوشی Mi 5s شیائومی منتشر شد

    چند روز پیش بود که خبرهایی در مورد گوشی  Mi 5s شیائومی در رسانه های خبری درز کرد. این که ممکن است شیائومی Mi 5S به حسگر اثر انگشت التراسونیک مجهز باشد. علاوه بر آن طی اسنادی دیگر مشخصات گوشی شیائومی می 5 اس (Xiaomi Mi 5s) نیز لو رفت. در هر صورت هم اکنون می‌دانیم که شرکت شیائومی در حال تلاش است تا یک گوشی هوشمند حرفه ای و سطح بالا را راهی بازارهای فروش کند. تصاویر درز شده قبلی تنها پنل جلویی گوشی را نشان می‌دادند اما این بار بخش پشتی گوشی Mi 5s شیائومی را نیز خواهیم دید. 

    تصاویر جدید از بخش پشتی گوشی Mi 5s شیائومی منتشر شد

    بر اساس موارد منتشر شده از سوی بنچمارک انتوتو، گوشی Mi 5s شیائومی از نمایشگری 5.15 اینچی با دقت فول اچ دی به همراه فناوری فورس تاچ بهره مند است. این گوشی سطح بالا از چیپست اسنپدراگون 821 کوالکام (دارای CPU چهار هسته با فرکانس کاری 2.15 گیگاهرتزی) به همراه واحد گرافیکی آدرنو 530 برخوردار بوده و از سویی دیگر خبرها و تصاویر قبلی نیز نمایانگر این موضوع هستند که نماینده جدید شیائومی در دو نسخه متفاوت وارد بازار خواهد شد. یکی از آنها دارای میزان حافظه رم سه گیگابایتی بوده و 64 گیگابایت حافظه داخلی پیشفرض دارد. دیگری نیز چهار گیگابایت حافظه رم داشته و میزان حافظه داخلی پیشفرض آن معادل 128 گیگابایت خواهد بود. البته جالب است بدانید که به تازگی شایعه شده است، مدل سومی نیز در حال تولید بوده و شش گیگابایت حافظه رم به همراه 256 گیگابایت حافظه داخلی دارد.

    دوربین اصلی این گوشی دارای سنسوری با دقت 16 مگاپیکسل بوده و از دیافراگم f/1.8 به همراه سیستم لرزشگیر اپتیکال تصویر (OIS) چهار جهته استفاده می‌کند. دوربین سلفی آن نیز 8 مگاپیکسلی بوده و برای چت تصویری یا ثبت تصاویر سلفی مناسب خواهد است. گوشی Mi 5s شیائومی از باتری با ظرفیت 3490 میلی آمپر ساعتی استفاده می‌کند و در کنار آن با استفاده از قابلیت Quick Charge 3.0 می‌توانید با سرعت بیشتری گوشی را شارژ کنید. نسخه 6.0.1 سیستم عامل اندروید موسوم به مارشملو به صورت پیشفرض بر روی آن قرار خواهد داشت.

    از آن جایی که در شایعات گذشته این موضوع مطرح شده بود که امکان دارد این گوشی در تاریخ 14ام ماه سپتامبر معرفی شود و البته این موضوع بعدها تکذیب شد، تاریخ جدید رونمایی رسمی از گوشی Mi 5s شیائومی 24ام ماه سپتامبر ذکر شده است.


 

گیم شات: آنتون یلچین بازیگر سینما به علت تصادف درگذشت

چهارشنبه 24 شهریور 1395 09:14 ب.ظ

 

آنتون یلچین بازیگر سینما در سن 27 سالگی درگذشت

  • آنتون یلچین بازیگر سینما در سن 27 سالگی درگذشت

    آنتون یلچین (Anton Yelchin) بازیگر جوان مجموعه فیلم‌های پیشتازان فضا (Star Trek) از دنیا رفت، او 27 سال سن بیشتر نداشت. با گیم‌شات همراه باشید.

    امروز سایت ورایتی، درگشت آنتون یلچین را در یک تصادف غیرعادی، تأیید کرد. پلیس لس آنجس خبر داده که او توسط ماشین خودش در نزدیک خانه‌اش کشته شده. ظاهرا او قرار بوده همراه دوستانش در یک کنسرت موسیقی حضور پیدا کند اما وقتی که خبری از اون نمی‌شود، دوستان‌اش نگران می‌شوند و دنبال‌اش می‌روند. آن‌ها جسد او را در حالتی پیدا می‌کنند که بین ماشین‌اش و پایه یک صندوق پستی آجری، گیر کرده.

    پلیس لس آنجلس در این باره گفته:

    به نظر می‌رسد که او از ماشین‌اش خارج شده و پشت‌ آن بوده که ماشین به خاطر شیب تند جاده، به حرکت در آمده است.

    پلیس همین‌طور اعلام کرده که وقتی جسد او پیدا شده، موتور ماشین هنوز روشن بوده و مشخص نیست چرا وقتی که ماشین روشن بوده، او پیاده شده است.

    آنتون یلچین را بیشتر با نقش برجسته‌اش در مجموعه «پیشتازان فضا» در نقش افسر روسی، «پاول چخوف» (Pavel Chekhov) می‌شناسند، آخرین قسمت این فیلم « Star Trek Beyond» در روز 22 جولای (1 مرداد) به نمایش درمی‌آید.

    کمپانی پارامونت (Paramount) بیانیه‌ای منتشر کرده و گفته است:

    همه ما در پارامونت، در سوگ درگذشت نا بهنگام آنتون یلچین در کنار مردم سوگواری می‌کنیم. به عنوان یکی از اعضای خانواده پیشتازان فضا، او محبوب همگان بود و دل همه ما برایش تنگ خواهد شد. ما همدردی عمیق خودمان را با مادر، پدر و خانواده‌اش تقسیم می‌کنیم.

    آنتون یلچین

    آنتون یلچین در لنینگراد، در اتحاد جماهیر شوروی سابق به دنیا آمد، وقتی که 6 ماه بیشتر نداشت، او و خانوده‌اش به آمریکا مهاجرت کردند تا پناهنده سیاسی شوند. او بازیگری را در سن پایین آغاز کرد و شغل‌اش را به صورت حرفه‌ای از 9 سالگی شروع کرد. او با نقش‌های برجسته بارها مورد تحسین منتقدین و مخاطبین قرار گرفت. او در فیلم‌هایی همچون «خانه دی» (House of D) و «قلب‌ها در آتلانتیس» (Hearts in Atlantis) در نقش کودکان خجالتی یا آسیب دیده روحی، مقابل بزرگانی همچون «رابین ویلیامز» (Anthony Hopkins) و «آنتونی هاپکینز» (Robin Williams) قرار گرفت. همچنین در سریال « Huff» برای شبکه Showtime، در مقابل «هنک آذریا» (Hank Azaria) دو فصل بازی کرد.

    او در دوران نوجوانی، توانست شهرت اولیه‌اش را تثبیت کند و یکی از ستارگان نوظهور سینما لقب بگیرد. او در فیلم «چارلی بارتلت» (Charlie Bartlett) در مقابل «رابرت داونی جونیور» (Robert Downey Jr.) و «کت دنینگز» (Kat Dennings) بازی کرد. اما در فیلم « Like Crazy» در نقش «جیکوب» (Jacob) اوج بازیگری خودش را تجربه کرد و فوق العاده ظاهر شد. او در این فیلم با «جنیفر لارنس» (Jennifer Lawrence) و «فلیسیتی جونز» (Felicity Jones) همبازی بود.

    آنتون یلچین همچنین با سینمای بدنه اصلی غریبه نبود و در فیلم‌های موفق تجاری همچون «ترمیناتور رستگاری» (Terminator Salvation) و «اسمورف‌ها» (The Smurfs) بازی و صداپیشگی کرد.

    بعد از درگذشت یلچین، بسیاری از دوستان‌ و همکاران‌اش با توئیتر و شبکه‌های اجتماعی مختلف، درگذشت او را تسلیت گفتند.

    «جان چو» همبازی او در فیلم «پیشتازان فضا» گفت:

    من آنتون یلچین را بسیار دوست داشتم، او یک هنرمند واقعی بود، کنجکاو، خوش رو و شجاع. او یک رفیق واقعی  و یک پسر فوق العاده بود. من حالم خراب است.

    «کت دنینگز» هم گفت:

    آنتون یلچین یکی از بهترین دوستان من بود، نمی‌دانم چه بگویم که بتوانم احساسات‌ام را ابراز کنم.

    فیلم مورد علاقه شما از آنتون یلچین کدام است؟


 

زندگی ایزاک نیوتن و 8 مورد عجیبی که احتمالا نشنیده‌اید

چهارشنبه 24 شهریور 1395 01:33 ب.ظ

 

زندگی ایزاک نیوتن و 8 مورد عجیبی که احتمالا نشنیده‌اید

  • زندگی ایزاک نیوتن و 8 مورد عجیبی که احتمالا نشنیده‌اید

    ایزاک نیوتن فرزند یک کشاورز بی‌سواد و کاشف نیروی گرانش بود. او انسانی گوشه‌گیر بود و در مورد آثارش اکثرا پنهان‌کاری می‌کرد. در این مقاله می‌خواهیم از علایق او در مورد کیمیاگری، و از شغلی که او را وارد کرد چندین نفر را پای چوبه‌دار بفرستد، آگاه شویم. با گجت نیوز همراه شوید.

    زندگی ایزاک نیوتن و 8 مورد عجیبی که احتمالا نشنیده‌اید

    1. در کریسمس سال 1642 نیوتن در انگلیس متولد شد. چند ماه قبل از تولد او پدرش از دنیا رفته بود. در سن سه‌سالگی مادر ایزاک نیوتن با کشیش ثروتمدی به نام باناباس اسمیت «Barnabas Smith» ازدواج کرد، اما این کشیش فرزندی او را نپذیرفت و سرانجام نیوتون به خانه‌ی پدر و مادر‌بزرگش، رفت. در دوران نوجوانی، او لیستی از گناهانی که در گذشته انجام داده بود را در دفترچه‌ای یادداشت کرد. در بین نوشته‌هایش این آرزو بسیار به چشم می‌خورد: آقای اسمیت و مادرم را آتش می‌زنم و خانه را روی سرشان خراب می‌کنم. او در بزرگسالی مشغول کار خود بود، هیچ سرگرمی و تفریحی نداشت، و هرگز ازدواج نکرد.

    2. در دوازده سالگی، اسمش را در مدرسه‌ای در گرنتم نوشتند. چون راه خانه تا مدرسه زیاد بود، نیوتن در منزل یک داروفروش اقامت گزید. سه سال بعد، مادرش از او خواست مدرسه را ترک کند و به خانه برگردد، چون برای بار دوم بیوه شده بود. مادرش می‌خواست ایزاک کشاورزی کند، اما او اصلا کشاورزی را دوست نداشت. سرانجام با پادرمیانی مدیر مدرسه، نیوتن همان‌جا ماند و به درسش ادامه داد. او در سال 1661 پس از پایان تحصیلات مقدماتی، به دانشگاه کمبریج رفت و برای همیشه از شر کشاورزی رها شد.

    3. در 1669 هنگامی که 27 سال داشت، به عنوان استاد رشته‌ی ریاضیات دانشگاه کمبریج انتخاب شد. کمبریج یکی از قدیمی‌ترین دانشگاه‌های جهان است که تاسیس آن به 1209 میلادی برمی‌گردد. نیوتن با این که حدود 30 سال در این دانشگاه بود، چندان علاقه‌ای به درس دادن نداشت و بیشتر سرگرم کارهای پژوهشی خودش بود. او کار چندانی با دانشجویان نداشت و معمولا سخنرانی‌هایش با اقبال کمی مواجه شد.

    زندگی ایزاک نیوتن و 8 مورد عجیبی که احتمالا نشنیده‌اید

    4. در سال 1696، نیوتون رئیس ضراب‌خانه‌ی سلطنتی شد که سکه‌های رایج انگلستان در آن ضرب می‌شد. او تا زمان مرگ در آن شغل باقی ماند. نیوتن در دوران تصدی‌اش، مسئولیت جمع‌آوری سکه‌های قدیمی رایج را به عهده گرفت تا سکه‌های جدید و معتبرشان را جایگزین‌شان کند. طی این روند، پی‌گیری ماجرای جعل سکه‌ها را نیز به او سپردند که در این گیرودار، ناچار شد چند نفر را به چوبه‌ی‌دار بسپارد. اتفاقی که تاثیر منفی بزرگی روی روحیه‌اش گذاشت.

    5. نیوتن علاوه بر تلاش‌های علمی‌ای که بیشتر شهرتش را مدیون آن‌هاست، به کیمیاگری بسیار علاقه داشت و هدفش پیدا‌کردن اکسیری بود تا بتواند فلزات کم ارزش مثل سرب و آهن را به طلا تبدیل کند. او در مورد تجربیاتش پنهان کار بود و بیشتر دست‌آوردهایش را به شکل رمز می‌نوشت یا هرگز آز آنها سخن نمی‌گفت.

    6. او از سال 1689 و 1690 به عنوان نماینده‌ی دانشگاه کمبریج به مجلس می‌رفت. دراین مدت، اصول کلی منشور حقوق شهروندان از تصویب مجلس گذشت. این قانون اختیارات سلطنت را محدود می‌کرد و اختیارات بیشتری به مجلس می‌داد. از قرار معلوم نیوتن نقش موثری در مجلس نداشت و می‌گویند فقط یک بار حرف زد. آن هم از کسی خواست تا پنجره‌ای را ببندد، چون سردش بود! نیوتن یک بار دیگر (از سال 1701 تا 1702)، دوباره به مجلس رفت و مثل دفعه‌ی قبل نقش چندانی ایفا نکرد.

    زندگی ایزاک نیوتن و 8 مورد عجیبی که احتمالا نشنیده‌اید

    7. وقتی پای رقبا در میان بود، نیوتن حسود و کینه‌توز می‌شد. در میان کسانی که با او خصومت داشتند، نام ریاضی‌دان آلمانی گوتفرید لایب‌نیتس «Gottfried Leibniz» هم به چشم می‌خورد. این دو، در مورد ابداع حساب دیفرانسیل با هم بگومگوها داشتند. نیوتن در دهه‌ی 1660، روش خود از حساب دیفرانسیل را ارائه کرد، اما آن را به چاپ نرساند. سال 1674 بود که لایب‌نیتس کار روی حساب دیفرانسیل را آغاز و شیوه‌ی حساب دیفرانسیل خود را در سال 1684 منتشر کرد. پس از آن، نیوتن ادعا کرد دانشمند آلمانی دست به سرقت علمی زده است. او می‌گفت لایب‌نیتس توانسته به نوشته‌های او که برای انجمن سلطنتی خلاصه شده بود، دسترسی پیدا کند. سرانجام لایب‌نیتس برای دفاع از حقوق خود شکایتی به انجمن سلطنتی ارائه کرد. در سال 1712 نیوتن که ریاست این انجمن را بر عهده داشت، موافقت کرد یک هیات‌مصنفه به این پرونده رسیدگی کنند. او نه فقط هیات‌منصفه را پر از طرفدارانش کرد، بلکه متن گزارش هیات را نیز خود نوشت و نتیجه ماجرا را به نفع خود رقم زد. هر چند امروزه شیوه‌ی حساب دیفرانسیل لایب‌نیتس همه جا کاربرد دارد.

    8. در سال 1705 نیوتن لقب «سر» گرفت. آن موقع دو اثر مهم او چاپ شده بودند؛ کتاب «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» (1687) و «اپتیک» ( 1704). 22 سال بعد و در سال  1727 نیوتن در 85 سالگی درگذشت و او را در صومعه‌ی وست مینستر  به خاک سپردند. جایی که بعدا افراد سرشناس دیگری مثل چارلز داروین و چارلز دیکنز نیز در آن جا آرمیدند.


 

دانلود چتر خیس حامد همایون

سه شنبه 23 شهریور 1395 03:01 ب.ظ

 

دانلود آهنگ چتر خیس از حامد همایون

دانلود آهنگ بسیار شنیدنی و زیبای چتر خیس از حامد همایون به همراه متن آهنگ
ارائه شده توسط شرکت ترانه شرق / استعداد های موسیقی ایران

Hamed Homayoun Chatre Khis دانلود آهنگ چتر خیس از حامد همایون

دستم تو دست یاره
قلبم چه بیقراره

به به به به چی میشه امشب
بارون اگر بباره چه شاعرانه
یه چتر خیسو دریا کنارو پرسه های عاشقانه
ذل میزنم به چشمای مستت
سر روی شونت می گذارم بی بهانه
میخوامت خانومم
با عشقت آرومم
میخوامت خانومم
با عشقت آروم آروم آرومم

متن آهنگ چتر خیس از حامد همایون

دستم تو دست یاره
قلبم چه بیقراره
به به به به چی میشه امشب
بارون اگر بباره چه شاعرانه
یه چتر خیسو دریا کنارو پرسه های عاشقانه
ذل میزنم به چشمای مستت
سر روی شونت می گذارم بی بهانه
میخوامت خانومم
با عشقت آرومم
میخوامت خانومم
با عشقت آروم آروم آرومم
هم اکنون میتوانید از خزر موزیک آهنگ فوق العاده شنیدنی این استعداد جوان موسیقی ایران را
دانلود نمایید و لذت ببرید

دانلود آهنگ چتر خیس از حامد همایون با بهترین کیفیت و لینک مستقیم از خزرموزیک


 

آیا استعداد با تحصیل کردن سرکوب می شود؟

جمعه 19 شهریور 1395 02:43 ب.ظ

 

آیا استعداد با تحصیل کردن سرکوب می شود؟

  • آیا استعداد با تحصیل کردن سرکوب می شود؟

    آیا استعداد با تحصیل کردن سرکوب می شود؟

    آیا استعداد با تحصیل کردن سرکوب می شود؟ 

    اکنون بسیاری از افراد مشهور و موفق در دنیا نیز از دانشگاه انصراف داده و وارد زمینه کاری خود شده اند تا به جایگاه کنونی خود رسیده اند. هنگامی که کریستین ارتیز دانشگاه آرمانی خود را تصور می‌‌کند او مکانی بدون سخنرانی، کلاس درس، رشته یا گروه درسی را می‌بیند.

    دانشجویان در فضای بزرگ و باز بر روی مشکلات سخت عملی کار می‌کنند. اگر به مطالعه سخت نیاز باشد آنها به اینترنت مراجعه می‌کنند نه استاد. این تصور با الگوی سنتی تحصیلات عالی فاصله زیادی دارد اما به‌زودی یک واقعیت خواهد شد: او که شش سال رئیس واحد کارشناسی در دانشگاه ام‌آی‌‌تی بوده است از ماه جولای کار خود را رها می‌کند تا دانشگاهی جدید را بنیان گذارد

    این دانشگاه ظرف پنج سال افتتاح خواهد شد. نمونه‌ای از تحول یادگیری در برخی دانشجویان است. جف مالگان از اندیشکده بریتانیایی نستا (Nesta) آن را «ظهور دانشگاه چالش‌محور» می‌نامد. در 15 سال گذشته ده‌ها نمونه از این موسسات از شیلی تا چین افتتاح شدند و تعداد بیشتری نیز در برنامه قرار دارند.

    هرچند حوزه آنها متفاوت است اما یک رویکرد یکسان دارند. آنها مخالف روش سنتی آموزش به بزرگسالان هستند: سخنرانی، کتاب درسی، کار سخت در کتابخانه، امتحانات و استادان دانشگاه.در عوض، دانشجویان به صورت تیمی روی پروژه‌ها کار می‌کنند و تلاش دارند معماهایی بدون پاسخ را حل کنند.

    شرکت‌ها اغلب حامیان مالی این پروژه‌ها هستند و استادان را فراهم می‌سازند. رشته‌هایی تحصیلی ترکیبی از هنر، علوم انسانی و علوم تجربی هستند. شعار دانشگاه زپلین که سال 2003 در آلمان تاسیس شد این بود: «مشکلات جامعه ما هیچ نظم و انضباطی ندارند، ما هم همین‌طور.» در گذشته هم تلاش‌هایی برای تحول آموزش عالی صورت گرفته بود.

    دانشکده تجربی ویسکانسین (Wisconsin) که در سال 1927 و بدون هیچ برنامه زمانی یا کلاس اجباری تاسیس شد توانست صدها دانشجوی دارای روحیه آزاد را جذب کند.

    آیا استعداد با تحصیل کردن سرکوب می شود؟

    روشنفکران پاریس که پس از اعتراضات سال 1968 دچار سرخوردگی شده بودند دانشگاه تجربی پاریس را تاسیس کردند. هر دو دانشگاه ظرف چند سال تعطیل شدند. پاریسی‌ها خیلی مشتاق بودند که حوزه دسترسی دانشگاه را وسیع‌تر سازند. یکی از استادان دانشگاه به فردی که در اتوبوس دیده بود مدرک داد. اما تجربه‌های مشابهی هنوز ادامه دارند.

    فرزندان رنسانس

    نگرانی درباره وضعیت فکری جوانان عامل دیگر بروز این تحولات است. طرفداران نظریه «یادگیری عمیق‌تر» که در بخش آموزش در آمریکا محبوبیت زیادی پیدا کرده است عقیده دارند که روش‌های آموزشی امروزی درک و فهم را سرکوب می‌کنند. تونی واگنر نویسنده کتاب «نوآوران خلاق» می‌گوید مدارس و دانشگاه‌ها نمی‌توانند کنجکاوی دانشجویان را برانگیزند.

    او به مطالعه انجام‌شده توسط ریچارد آروم از دانشگاه نیویورک و جاسپیا روکسا از دانشگاه ویرجینیا اشاره می‌کند که نتیجه گرفت به رغم چهار سال تحصیل، 36 درصد از فارغ‌التحصیلان آمریکایی در سال 2011 نتوانستند نمرات خود را در آزمون «یادگیری دانشگاهی» بهبود بخشند. این آزمون یک امتحان از یادگیری انتقادی است.

    همچنین طرفداران الگوی جدید به تحقیق کیونگ هی کیم از دانشگاه ویلیام و مری اشاره می‌کنند که می‌گوید به رغم افزایش میانگین نمرات آی‌کیو، از سال 1990 نمرات آمریکاییان در آزمون استاندارد خلاقیت کاهش داشته است.این آزمون‌ها تعریف محدودی از تفکر انتقادی و خلاقیت دارند.

    با وجود این برخی یادگیرندگان جوان مشتاقند به‌طور متفاوتی آموزش ببینند. با افزایش شهریه‌ها و هزینه‌ دوره‌های کارشناسی ‌ارشد با دانشجویان بیشتر شبیه مشتری رفتار می‌شود. حدود 96 درصد از 27 هزار دانشجویی که سال گذشته در نظرسنجی بنگاه پژوهشی زاگبی شرکت کرده بودند اظهار داشتند

    که علاقه‌مندند دانشگاه‌ها مشوق محیط کارآفرینی باشند. نیک هیلمن از اندیشکده سیاست‌های آموزش عالی در بریتانیا می‌گوید افزایش تقاضا برای مدرک دانشگاه‌ها را از خود راضی کرده است.دانشگاه‌ها سعی کردند انواع دوره‌های سه و چهارساله در هر رشته‌ای را برگزار کنند. فرانسوا تادی مدیرکل «مرکز پژوهش و بین‌‌رشته‌ای» که سال 2005 در پاریس تاسیس شد

    می‌گوید با وجود اینکه دانشجویان از نحوه تدریس شکایت دارند قبل از آنکه بتوانند تغییری ایجاد کنند فارغ‌التحصیل می‌شوند. همزمان مسوولان دانشگاهی ساکت می‌مانند. دولت‌ها نیز از وضعیت موجود محافظت می‌کنند و دانشگاه‌ها را تشویق می‌کنند تا رتبه خود در الگو‌های آموزشی استاندارد را بالا ببرند.

    همه اینها باعث دلسرد شدن کارفرمایان می‌شود. حدود نیمی از کارفرمایان که سال گذشته در نظرسنجی کنفدراسیون صنایع بریتانیا شرکت کردند عقیده دارند که فارغ‌التحصیلان دانشگاهی برای مشاغل تجاری آماده نیستند. گزارش سال گذشته انجمن دانشکده‌ها و دانشگاه‌های آمریکایی به این نتیجه رسید

    که دانشجویان فاقد دانش کاربردی، تفکر انتقادی و مهارت‌های ارتباطی هستند. شکایت مدیران از نحوه آموزش تازگی ندارد. اما اکنون بیشتر به سرخوردگی و نومیدی آنها منجر شده است. برخی دوره‌های آموزشی بیشتر را توصیه می‌کنند.

    برخی دیگر مانند آکادمی مک‌کینزی قصد دارند نمونه دوره‌های آموزشی خود را به دیگران بفروشند. ولی پیشنهادهای جایگزین برای دانشگاه‌ها اندک است. بنگاه حسابداری پی‌دبلیو‌سی قصد دارد امسال 160 نفر از کسانی را که ترک‌ تحصیل کرده‌اند استخدام کند.

    کسانی که برنامه‌های خاص را با موفقیت به پایان برسانند می‌توانند با بدهی کمتری نسبت به دانشجویان دانشگاه‌ها در طرح‌های استخدامی شرکت کنند.

    آیا استعداد با تحصیل کردن سرکوب می شود؟

    اگرچه مرز بین آموزش‌های شرکتی و تحصیلات عالی کمرنگ می‌شود جوانان جاه‌طلب مدرک دانشگاهی را به انتخاب یک شغل ترجیح می‌دهند. اما دانشگا‌ه‌های جدید و تعدادی از دانشگاه‌های قدیمی آینده‌نگر خود را با نیازهای متغیر دانشجویان و کارفرمایان سازگار می‌سازند.

    یکی از این موسسات دانشگاه‌ مهندسی اُلین (Olin) در ماساچوست است. دانشجویان آن در طول چهار سال تحصیل 20 تا 25 پروژه‌ را تکمیل می‌کنند. به عنوان مثال آنها دستگاهی شبیه یک حشره می‌سازند که بالا و پایین می‌پرد. آنها حدود چهارپنجم زمان خود را در تیم‌ها می‌گذرانند

    و نظرات رشته‌های مختلف را با یکدیگر ترکیب می‌کنند. به عنوان مثال دوره‌ای با عنوان «شش میکروبی که جهان را تغییر دادند» ترکیبی از زیست‌شناسی و تاریخ است.ریچارد میلر رئیس دانشگاه عقیده دارد که پروژه‌ها یادگیری و مهارت‌های ارتباطی را تقویت می‌کنند. از زمان تشکیل اولین کلاس در سال 2002 اُلین شاهد حضور نمایندگان 658 دانشگاه از 45 کشور بوده است.

    کسانی که علاقه‌مندند با رویکرد آن آشنا شوند. دانشگاه طراحی و نوآوری در بمبئی هند، دانشگاه‌ فناوری و طراحی در سنگاپور و دانشگاه‌ پوهانگ در کره جنوبی از الگوی آموزشی مشابهی استفاده می‌کنند. دانشکده الگوی جدید فناوری و مهندسی (NMITE) در سال 2017 در انگلستان افتتاح می‌شود.

    همانند اُلین که مشاور این دانشگاه بوده است، NMITE استادان خود را بر اساس مهارت استخدام می‌کند نه تعداد آثار چاپ‌شده آنها. دانشجویان باید با موفقیت دوره را به پایان برسانند اما نیازی ندارند که ریاضی یا فیزیک بخوانند. آنها باید هنر و علوم اجتماعی را مطالعه کنند. کلاس‌ها کوچک (20 تا 30 نفر) هستند و دانشجویان در روز 5 /3 ساعت با معلمان دیدار دارند.

    نمونه دیگر برنامه «کارخانه طراحی» در دانشگاه آلتو در هلسینکی است که دانشجویان مهندسی، هنر و تجارت را برای طراحی، ساخت و بازاریابی یک محصول گرد هم می‌آورد. کالوی اکمن بنیانگذار این برنامه می‌گوید تلاش می‌کند تا نظریه و عمل را به یکدیگر نزدیک‌تر سازد. الگوی او به 9 کشور از جمله آمریکا، استرالیا و کره جنوبی نفوذ کرده است.

    این موسسات جدید از نظر فناوری زیرک و پیشرفته هستند. بسیاری از آ نها از روش «یادگیری فشرده» استفاده می‌کنند که در آن مفاهیم اصلی را از طریق دوره‌های آنلاین می‌‌‌‌آموزند و هنگام ورود به دانشگاه برای شروع عملی آماده هستند. استادان دانشگاه انگیزه زیادی برای تدریس به روش‌های جدید ندارند. وب‌سایت‌هایی که دانشجویان را رتبه‌بندی می‌کنند اغلب آبروی استادان را می‌برند. اما دولت‌ها می‌توانند بهتر کار کنند.

    به عنوان مثال بریتانیا در حال معرفی برنامه‌ای برای تشویق و پاداش‌دهی به آموزش مناسب است. این کار آقای اکمن را خوشحال می‌کند. به گفته او «تعداد افراد خودساخته‌ای مانند لئوناردو داوینچی بسیار اندک است. این ما هستیم که وظیفه داریم دانشجویان را برای آینده آماده کنیم».


 

چگونه خدا و بندگانش را راضی و خشنود کنیم؟

شنبه 13 شهریور 1395 08:59 ب.ظ

 

چگونه خدا و بندگانش را راضی و خشنود کنیم؟

  • چگونه خدا و بندگانش را راضی و خشنود کنیم؟

    چگونه خدا و بندگانش را راضی و خشنود کنیم؟

    چگونه خدا و بندگانش را راضی و خشنود کنیم؟ 

    اگر بنده ای از بندگان خدا کار خوبی انجام دهد که همه را راضی و خشنود کند , آرامش این دنیا و دنیای دیگر را برای خود به ارمغان آورده است . محبوب معبود و خلق خدا شدن هرچند آنقدرها هم ساده نیست ولی چندان هم کار مشکلی نیست و آن از دو راه امکان پذیر است.اول: عمل به فرامین او و دوم: دوست داشتن خلق.

    1. عمل به فرامین و احکام او: در طول زندگی بایستی احکام و فرامین او را به جای آوریم.
    “اٌشو” راه رسیدن به حضور حق را در قالب حکایتی چنین می نگارد: روزی عارف کبیری در خانه اش نشسته بود، پیرمردی از روستایی دور به دیدن او آمد و گفت:
    “ای قدیس! چه گویم که به خدا برسم و محبوب او شوم؟!”
    عارف نگاهی به او کرد و گفت:
    خوش بگذران، با شادی ات خدا را نیایش کن!

    لحظاتی بعد مرد جوانی به حضور عارف رسید و گفت:
    “چه کنم تا به خدا برسم؟
    عارف گفت: “زیاد خوش گذرانی نکن!
    جوان تشکر کرد و رفت…

    یکی از شاگردانش که آن جا نشسته بود گفت: “استاد بالاخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه!
    “عارف گفت: “سیر و سلوک روحانی و رسیدن به حضور حق مانند بندبازی است که چوبی در دست دارد گاهی آن چوب را به طرف راست و گاهی به طرف چپ می برد تا تعادل خود را روی بند نگه دارد.

    آن چوب را چوب تعادل گویند!” به خاطر بسپار: تعادل و میانه روی یگانه راه حصول به خلوت حق می باشد!

    “گوراناک” (شاعر ژرف اندیش) در این باره می سراید: به قلب خویش بنگر آنجا “او” سلطان تو، مسکن دارد. به “او” و نه خویش عشق بورز! همچون “او” اندیشه کن خواست “او” را بخواه و آنچنان که “او” فرمان می دهد، عمل کن. نفس کوچک خود را رها کن و در درگاه نیلوفرین او کمال سرور را پیدا کن!

    زیباترین شکل اطاعت از فرامین خداوند گردن نهادن به خواست اوست همچون: فضیل عیاض”.

    حکایت تبسم “فضیل عیاض”: گویند سی سال بود که هیچ کس “فضیل عیاض” را خندان ندیده بود، مگر آن روز که پسرش بمرد و او تبسم کرد!
    گفتند: “ای خواجه! چه وقت این است؟”

    فضیل گفت: رضا، شادی دل است به تلخی قضا! اکنون دانستن که خداوند راضی بود به مرگ این پسر، من نیز موافقت کردم و رضای او را تبسم کردم!

    آیا ما می توانیم این گونه از سر ایمانی لجام گسیخته تن به رضایت حضرت دوست دهیم؟
    تکرار می کنم! همه چیز در جهان دو طرف دارد. اگر ما به فرامین خداوند گوش دهیم، باید مطمئن باشیم که او هم به درخواست های ما گوش می دهد مانند: این دلداده درویش ژنده پوش!

    حکایت دلداده درویش ژنده پوش:”روزی در یک روستا، درویشی در حال گذر بود. در همان حال کودکی بر پشت بام یکی از خانه ها بازی می کرد. به ناگه بر لب بام آمد و در مقابل چشمان وحشت زده اهالی به پایین پرتاب شد.

    درویش به محض مشاهده صحنه فریاد زد: “او را نگه دار!”. سقوط شتابناک کودک آرام شد. درویش دوید و کودک را در میان زمین و هوا گرفت و در مقابل حیرت اهالی، کودک را سالم به آنان برگرداند!

    مردم به دور درویش حلقه زدند و او را از اولیاءالله دانستند و هر یک به تعارف صفت غریبی را به درویش نسبت دادند. درویش اهالی را ساکت کرد و گفت: “اینان که می گویید، من نیستم! من فقط بنده معمولی خداوند هستم که به فرامین او گوش جان سپرده و عمل کرده ام و لحظه ای که این صحنه را دیدم، گفتم، خدایا، او را نگه دار!

    زیرا من با او (منظور خداوند است) دوست هستم و عمری به دستورات او گوش کردم و عمل نمودم و اینک از او یک درخواست کردم و او اجابت نمود، پس می بینید که اتفاق مهمی نیفتاده است.

    آنگاه درویش کوله پشتی خویش بر دوش گرفت و از مقابل دیدگان متحیر مردم روستا در غبار زمان محو شد. ببینید چقدر ساده است!بیایید از همین امروز یک چنین ارتباطی را با حضرت دوست برقرار کنیم اما خطاهای خود را مانند دوست بهلول توجیه نکنیم!

    حکایت بهلول و آب انگور: روزی یکی از دوستان بهلول گفت: ای بهلول! من اگر انگور بخورم، آیا حرام است؟
    بهلول گفت: نه! پرسید: اگر بعد از خوردن انگور در زیر آفتاب دراز بکشم، آیا حرام است؟

    بهلول گفت: نه! پرسید: پس چگونه است که اگر انگور را در خمره ای بگذاریم و آن را زیر نور آفتاب قرار دهیم و بعد از مدتی آن را بنوشیم حرام می شود؟

    بهلول گفت: نگاه کن! من مقداری آب به صورت تو می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه!
    بهلول گفت: حال مقداری خاک نرم بر گونه ات می پاشم. آیا دردت می آید؟ گفت: نه!

    سپس بهلول خاک و آب را با هم مخلوط کرد و گلوله ای گلی ساخت و آن را محکم بر پیشانی مرد زد!
    مرد فریادی کشید و گفت: سرم شکست! بهلول با تعجب گفت: چرا؟ من که کاری نکردم!

    این گلوله همان مخلوط آب و خاک است و تو نباید احساس درد کنی، اما من سرت را شکستم تا تو دیگر جرات نکنی احکام خدا را بشکنی!

    2. دوست داشتن خلق: “استیفن لوید” می گوید: “اگر مرگ شما نزدیک بود و فقط فرصت یک تلفن کردن را داشتید، به چه کسی تلفن می کردید؟ و چه چیزی می گفتید؟ “کریستوفر مورلی” در جواب “استیفن لوید” می گوید: “اگر دریابیم که فقط پنج دقیقه برای بیان آنچه می خواهیم بگوییم فرصت داریم، تمام باجه های تلفن از افرادی پر می شد که می خواهند به دیگران بگویند: آنها را دوست دارند!

    “و “هریت بیچر استو” با نگاهی خیس و دلی پر درد به خاطر این نگفتن ها! می سراید:”تلخ ترین اشک هایی که بر سر مزار رفتگان ریخته می شود به خاطر کلمات ناگفته و کارهای ناکرده است! “از “خواجه عبدالله انصاری” پرسیدند:

    خلوت حق کجاست؟خواجه گفت: جایی که “من و تو” نباشیم! توجه کنید! جایی که “من و تو” نباشیم! یعنی، “ما” باشیم! اما، چگونه می توان ما شد و در خلوت حق حضور یافت؟ با دوست داشتن خلق! اما تا زمانی که به خود عشق نورزیم، چگونه می توانیم به خدا و خلق خدا عشق بورزیم؟

    از آنجا که فرمول (خود= خلق= خدا) همیشه برقرار است، پس، ابتدا باید خود را دوست داشت. ما معمولا به دلیل سر زدن اشتباهاتی، در طول زندگی از خود گله مند می باشیم و در نهایت، احساس گناه کرده و در نتیجه خود را به خاطر همین احساس دوست نداریم.

    روانشناسان معتقدند: “برای دوست داشتن خود باید ابتدا خویش را ببخشیم و احساس گناه را از خود دور کنیم و باور کنیم که ما به دنیا آمده ایم تا اشتباه کنیم و به خود اجازه بدهیم تا گاهی، کمی ساده دل و ناشی باشیم!
    “امانوئل” می گوید: “ویرانگرترین، بی ثمرترین و راکدترین نیروها احساس گناه است!”

    “احساس گناه یعنی، حذف کردن اراده خداوند در زمین!”
    باید بدانیم که ما به دنیا آمدیم تا اشتباه کنیم، زیرا ما تعالی پیدا نخواهیم کرد، مگر آنکه اشتباه کنیم!
    بعد از بخشیدن اشتباهات خود قهرا اشتباهات دیگران را هم خواهیم بخشید.

    آیا تا به حال خود را بخشیده اید؟ یک آزمایش: روبه روی آینه بایستید و تمرکز کنید با دقت به رنگ چشم ها، خطوط مورب و موازی صورت خود را نگاه کنید! بعد از چند لحظه تمرکز، احساس می کنید که سالهاست خود را در آینه به این دقت نگاه نکرده اید.

    سپس پنج بار با آرامش و از صمیم قلب با ذکر نام کوچک خود به تصویر بگویید: … جان دوستت دارم، … جان خیلی دوستت دارم. من همه کارهایت را تایید می کنم! من به خوبی می دانم که تو بی گناهی! … جان من خیلی دوستت دارم. آیا می توانید به دفعات یاد شده این کار را انجام دهید؟ اگر توانستید که بسیار خوب به شما تبریک می گویم!

    شما خود را دوست دارید، پس دیگران را هم می توانید دوست داشته باشید و در نهایت خداوند را و رابطه شما به این شکل می شود: (خدا=خلق=خودم). اما اگر نتوانستید! نگران نباشید، 98 درصد از مردم نمی توانند این کار را به خوبی انجام دهند! برگردید به گذشته، اشتباهات خود را ببخشید و بدانید که اگر اشتباه نبود، هرگز بشر متعالی نمی شد.

    آزمایش بعدی! یک برگ کاغذ بردارید و بالای آن بنویسید افرادی که به من بدی کرده اند، از جمله: عزیزانم را از من گرفته اند و به هر نحوی عامل رنجش شدید من شده اند. نام این افراد را بنویسید: (به صورت ستونی) سپس به روی هر اسم خوب تمرکز کنید و چهره آن فرد را در نظر بگیرید.

    لحظاتی بعد، روبروی نامش بنویسید: دوستت دارم، از گناه تو گذشتم! آیا می توانید این کار را بکنید؟ یقین بدانید اگر نتوانید این کار را بکنید و دیگران را ببخشید، هرگز قادر به بخشودن خود نخواهید بود.

    یک پیشنهاد: خود را ارزیابی کنید.
    می پرسید چگونه؟ ارزیابی یعنی چه؟
    به بیانی ساده: ارزیابی یعنی، نگاهی به صفات خوب یا بد خود داشتن؛ به عبارتی، صفات خود را تحلیل کردن و در نهایت، تقویت صفات خوب و تضعیف صفات بد است..

    چکیده مطالب: همه چیز در این جهان دوطرفه است، پس اگر می خواهید خداوند به سخنان شما گوش فرا دهد، به سخنان او گوش دهید!

    گوش کردن به سخنان خداوند به نوعی، یعنی، دوست داشتن او!
    پس او را با عمل به فرامینش دوست داشته باشید تا او نیز شما را دوست داشته باشد!
    فراموش نکنید! دوست داشتن خلق= دوست داشتن خالق.

    اگر این نکته را دریابیم که در وجود هر انسانی روح خداوند خانه گزیده، آیا باز هم حاضر می شویم به کسی توهین کنیم؟
    برای آنکه مردم دوستتان بدارند، باید ابتدا خودتان را دوست بدارید!
    از اشتباهات خود دلگیر نباشید، ما به این جهان آمده ایم تا اشتباه کنیم، اگر اشتباه نمی کردیم، هرگز متعالی نمی شدیم!

    هر اشتباه یعنی، یک تجربه!
    اما مراقب باشید گاهی یک اشتباه همه عمر را به باد خواهد داد!
    از اشتباه کردن نترسید! ترسوها هرگز پیشرفت نخواهند کرد!
    خود را ببخشید تا بتوانید دیگران را هم ببخشید!

    اطرافیان خویش را دوست بدارید و در هر زمان ممکن به آنها شفاف و روشن بگویید: که دوستشان دارید، قبل از آنکه با حسرت و اشک بر سر گور آنان این سخن را بگویید!
    برای راهیابی به خلوت خاص حق باید ابتدا آغوش خویش را بر روی خلق بگشایید!

    جان کلام: دوست داشتن خلق را از همین امروز تجربه کن تا آثار شگرف دوست داشتن خالق را به تماشا بنشینی!

    به اهتمام: محمود نامنی انتشارات نامن


 

بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردار

پنجشنبه 11 شهریور 1395 08:20 ب.ظ

 

بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردار

  • بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردار

    بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردار

    بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردار 

    وزنه بردار خوش اخلاق و موفق کشور ایران کیانوش رستمی که دارنده مدال طلای المپیک ریو است و بیوگرافی کامل وی در ادامه آورده شده است. کیانوش رستمی (زاده ۱ مرداد ۱۳۷۰ در اسلام‌آباد غرب استان کرمانشاه)، عضو تیم ملی وزنه‌برداری ایران است.

    کیانوش رستمی (زاده ۱ مرداد ۱۳۷۰ در اسلام‌آباد غرب استان کرمانشاه)، عضو تیم ملی وزنه‌برداری ایران است. او دارندهٔ یک مدال طلا و یک نقره المپیک (به ترتیب از المپیک ۲۰۱۶ ریو و المپیک ۲۰۱۲ لندن) و رکورددار مجموع جهانی و المپیک در دستهٔ ۸۵کیلوگرم مردان است.

    متولد : ۱ مرداد ۱۳۷۰

    محل تولد : کرمانشاه
    ملیت : ایرانی
    پیشه : ورزشکار

    موفقیت‌های بین‌المللی
    وی در سال‌های ۲۰۱۱ میلادی و ۲۰۱۲ میلادی موفق به کسب نشان نقره مسابقات قهرمانی آسیا شد. وی در مسابقات وزنه‌برداری قهرمانی جهان ۲۰۱۱ در شهر پاریس فرانسه به مدال طلا دست یافته‌است و همچنین در رقابت‌های المپیک لندن موفق به دریافت مدال نقره شد.

    المپیک لندن ۲۰۱۲
    در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۲ لندن، در وزن ۸۵ کیلوگرم مردان با ۱۷۱ کیلوگرم در یک ضرب، ۲۰۹ کیلوگرم در دو ضرب و مجموع ۳۸۰ کیلوگرم پس از آدریان زیلنسکی از لهستان و آپتی آیوکادوف از روسیه، موفق به دریافت مدال برنز شد؛ و پس از ۴ سال و در پی مثبت اعلام شدن نتیجه دوپینگ آپتی آیوکادوف مدال نقره بازی‌ها به کیانوش رستمی رسید.

    المپیک ریو ۲۰۱۶
    رستمی در دومین دوره حضور خود در مسابقات المپیک توانست در مسابقات وزنه‌برداری وزن ۸۵ کیلوگرم المپیک ریو، ضمن کسب مدال طلا، هم رکورد مجموع المپیک را بشکند و هم برای دومین بار رکورد مجموع جهانی را از آن خود کند. وی در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۶ در دستهٔ ۸۵ کیلوگرم موفق به کسب مدال طلا و جابجایی رکورد به میزان ۳۹۶ کیلوگرم مجموع المپیک شد.

    بنابراین رستمی برای دومین دوره پیاپی اولین ورزشکار ایران در المپیک بود که اولین مدال کاروان ورزشی ایران را به دست آورد.

    مسابقات جهانی قزاقستان
    رستمی در حالی کار خود را در مسابقات جهانی قزاقستان آغاز کرد که تمام نگاه‌ها به او بود تا بالاخره ایران نیز در این رقابتها صاحب مدال شود.در گروه Aدسته ۸۵ کیلوگرم ۱۰ وزنه‌بردار حضور داشتند که رقابت اصلی میان کیانوش رستمی، آپتی آیوکادوف و آرتیم اوکولوف از روسیه، ایوان مارکوف از بلغارستان، اندری ریباکو از بلاروس بود.

    رستمی در پایان با ثبت رکورد ۱۷۸ کیلوگرم در یک ضرب، ۲۱۳ کیلوگرم در دوضرب و ۳۹۱ کیلوگرم در مجموع مدال طلا جهان را برگردن آویخت.او در یک ضرب مدال نقره کسب کرد و در دوضرب مدال طلا را بدست آورد.

    شکستن رکورد جهان
    کیانوش رستمی در مسابقات بین‌المللی وزنه‌برداری جام فجر در حرکت ۲ضرب وزنه ۲۲۰ کیلوگرمی را مهار کرد تا ضمن شکست رکورد این حرکت، به حدنصابی جدید از رکورد مجموع دست پیدا کند.

    کیانوش رستمی به همراه مدال طلای بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۶بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردار

    بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردارکیانوش رستمی در المپیک لندنبیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردارکیانوش رستمی در مسابقات بین المللی وزنه برداری جام فجربیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردارمقام قهرمانی کیانوش رستمی در رقابت های جهانی پاریسبیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردارکیانوش رستمی در مسابقات جهانی قزاقستانبیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردارسایر عکسهای کیانوش رستمی بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردار

    بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردار

    بیوگرافی کیانوش رستمی وزنه بردار

     

     


 

داستان عاشقانه دست های نگهبان

دوشنبه 8 شهریور 1395 06:06 ب.ظ

 

داستان عاشقانه دست های نگهبان

  • داستان عاشقانه دست های نگهبان

    داستان عاشقانه دست های نگهبان

    داستان عاشقانه دست های نگهبان 

    داستان عاشقانه و احساسی زیر را با عنوان دست های نگهبان بخوانید و لذت ببرید,دست های انسان چه ماجراها که ندارند:

    آنهایی که میدان بزرگ اینجا را دیده اند میدانند من از چه حجم شلوغی و سر و صدایی حرف میزنم ، ازانبوه جمعیتی که بی وقفه در حال ترددند ، از شلوغی بی امان صداها ..

    در دوران بچگی ام یکبار گم شدم ، یکباری که هرگز فراموشش نمیکنم ، وسط همان میدان بزرگ شهر ، همیشه عادت به گرفتن دست پدر و مادر داشتم ، یکجوری که احساس میکردم وقتی دستم در دست آنهاست از تمام خطر های دور و نزدیک ، بزرگ و کوچک دنیا به دور هستم .

    لحظه ای که گم شدم را خیلی خوب به یاد دارم ، لحظه ای که متوجه شدم دست های مادرم را دیگر در دستانم ندارم ، دستپاچه به این طرف و آن طرف میرفتم ، نگاهم تنها به دست ها بود ، دلم میخواست دست بعدی که میبینم دست مادرم باشد و با چشم برهم زدنی دست هایم را بگیرد و مرا از آن شلوغی وحشتناک ، از آن دنیای ترسناکی که دنبالم میکرد نجات دهد ،

    در میان آن شلوغی هولناک با آخرین ته مانده های امید مادرم را صدا میزدم ، برای اولین بار آنجا بود که احساس کردم حالا در دنیا تنهای تنها هستم ، برای اولین بار آنجا بود که احساس کردم در زندگی گم شده ام و قرار هم نیست هیچ دستی به کمکم بیاید ، برای اولین بار آنجا بود که جلوه ای دیگر از دنیا را با چشمانم تماشا کردم ..

    میدانی فکر میکنم که در زندگی ، در دنیا ، در این مسیر طاقت فرسای طولانی هر آدمی باید یک دست داشته باشد ، دستی که وقتی داری گم میشوی ، وقتی که داری لابه لای این محموله ی سنگین غم غرق میشوی ، وقتی که هر شب زندگی ات میشود در اتاق را بستن و زل زدن به تاریکی که هیچ چیز مفیدی درونش نیست ، وقتی که کم حرفی دارد امانت را میبرد ،

    وقتی وسط خوردن یک نهار ساده روی تخت اتاقت بدون هیچ دلیل محکمه پسندی بغض میرود به سراغ گلویت ، وقتی که چهار صبح کلید را می اندازی داخل در و بعد در را باز نمیکنی و سر خرت را کج میکنی به سمت کوچه ی بغلی تا راه بروی و یک سیگار دیگر هم بکشی ،

    وقتی که جلوی آینه حمام با خودت تمرین خنده میکنی تا مبادا روزی قاچاق بودن خنده هایت لو برود ، وقتی که ارتش چند صد هزار نفره ی پوچی دارد به تاخت سمت تو میتازد .. بیاید و دستت را بگیرد ، بیاید و نگذارد که کمرنگ شوی ، نگذارد که محو شوی ، نگذارد که در این شلوغی افراطی گم بشوی ..

    باید یک دست باشد که در آخرین لحظه ، درست قبل آنجایی که کارد به استخوانت میرسد بیاید و دست لامروتت را بگیرد ، باید یک دست وجود داشته باشد که دستت را بگیرد و با نهایت اعتماد به نفسی که دارد به تو بگوید من تو را از این مکافاتی که درونش گیر کرده ای بیرون می آورم ..

    داشتم به تو فکر میکردم ، به دست هایت ، به دست های نگهبانت ، به آن دست هایی که حتی موقع دنده عوض کردن هم دست از نگهبانی دست هایم بر نمیداشت ، دست هایی که نمیگذاشتند دستانم درون جیب های شلوارم وقتشان را به بطالت بگذرانند ،

    دست هایی که زمستان های سرد بهمن ماه را هم تبدیل میکرد به چله ی تابستان ، دست هایی که غم را میگرفت و یک پس گردنی میگذاشت پس کله اش و میگفت با این آدم کاری نداشته باشد ، این یکی مال من است ..

    حالا سال های سال میگذرد ،
    و تو اندازه ی همه این روزهایی که گذشت از من دورتر و دورتری ..
    ببین کوران زندگی چه ها که نکرد ، نه تو هستی و نه دست های نگهبان ات ،
    من یکی مانده ام با دستان خالی ام

    و حال ترس ام از این است که اگر این بار گم شوم ، این بار گم شوم ، این بار ..
    دیگر کسی نیست که پیدایم کند

    حتی تو
    همین


 

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic